خیــــــال خــــــام
بهترین شعرهایی که خواندم 


عضویت در خبرنامه وبلاگ



جستجو
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

برچسب‌ها
دل (151)
دست (73)
چشم (67)
عشق (61)
شب (60)
دوست (58)
روز (56)
دریا (50)
آب (49)
آغوش (44)
درخت (42)
گل (41)
خواب (41)
باد (41)
سر (39)
خدا (35)
راه (35)
بوسه (34)
عاشق (33)
خیال (33)
یاد (33)
آتش (32)
نگاه (32)
آدم (32)
غم (30)
دور (30)
بهار (29)
درد (27)
پا (27)
زمین (25)
جان (24)
زخم (23)
خانه (23)
تن (23)
شعر (22)
تنها (22)
سنگ (21)
لب (21)
ماه (20)
سایه (20)
دنیا (20)
سینه (19)
قلب (18)
خاک (18)
سال (18)
آینه (17)
امید (17)
گم (17)
نفس (16)
شمع (16)
هوا (16)
صدا (16)
برگ (16)
بال (15)
مو (15)
ابر (15)
ماهی (15)
مرگ (15)
زیبا (15)
رود (14)
شانه (14)
کوه (14)
جهان (14)
سفر (14)
قفس (14)
سیاه (14)
حرف (13)
ترس (13)
اشک (12)
خسته (12)
برف (12)
سیب (12)
جاده (11)
مرد (11)
گریه (11)
عطر (11)
آرزو (11)
صبح (11)
گرم (11)
لینک دوستان
 

 

+ خیـــال نوشت 1: دعوتید به صرف کتاب . . .

+ خیـــال نوشت 2: توصیه میکنم دیدن آخرین نامه گابریل گارسیا مارکز

+ خیـــال نوشت 3: در صورت تمایل به ثبت اشعار خود، میتوانید از قسمت Gusest Book انتهای بلاگ استفاده نمایید. همچنین درصورتی که خواستار ثبت نوشته های خود و یا سایر شعرا بصورت مطلب در وبلاگ میباشید، موارد را در این پست بصورت خصوصی درج نمایید.

 

 




[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 17:9 ] [ خیــال خــام ]
شابد از اوهام من،

روزی بدر آید کسی،

یا کسی از حجم من،

در خود بیاراید کسی

 

یا کسی با ناکسی،

از من گریزان می شود،

یا که در من می دهد جان،

هیچ کس با هر کسی!

 

شاعر: شهاب سلیمیان


موضوعات مرتبط: سایر شعرا
برچسب‌ها: اوهام , جان , گریزان , حجم


[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 19:59 ] [ خیــال خــام ]
گاه کفشی برای فقیری،

گاه کاخی برای پادشاهی!

 

اینها تفکرات ساده ای است بنام زندگی!

کفش،

کاخ یکی ست

اگر عاشق نباشی . . .

 

:::

 

انسانهای بزرگ،

جایی برای ماندن در زمین ندارند؛

چون آنها افقی به پهنای یک آسمان دارند . . .

 

:::

 

برای نزدیک شدن به هم،

فقط چشمانت را ببند!

 

خیلی زود به هم میرسیم؛

دلهای ما چشمان ماست . . .

 

:::

 

کاش کسانی بودن و درک می کردن

نگاه چشمم و حرکت قلمم را!

من برای بلندی و رسیدن به قله دریا مینوسم

و هنوز در کویر جا مانده ام!

 

از: عباس سلطانی

ارسالی توسط خود شاعر


موضوعات مرتبط: شعرهای ارسالی ، سایر شعرا
برچسب‌ها: زندگی , عاشق , آسمان , دل , چشم


[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 19:27 ] [ خیــال خــام ]
ای کاش درختی باشم

تا همه تنهایان،

ز من پنجره‌ای کنند

و تماشا کنند در من،

کاهش دل‌تنگی‌شان را . . .

 

شاعر: سلمان هراتی

 

+ خیـــال نوشت: شاید روزی قاب گرفتم تصویرت را . . .


موضوعات مرتبط: سلمان هراتی
برچسب‌ها: درخت , تنها , پنجره , دلتنگی


[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 22:17 ] [ خیــال خــام ]
می‌آیند،

می‌مانند،

عادتت می‌دهند،

و می‌روند،

و تو در خود می‌مانی،

و تو تنها می‌مانی . . .

 

شاعر: مهدی اخوان ثالث

 

+ خیـــال نوشت 1: سالروز درگذشت این شاعر گرانقدر، تسلیت . . . روحش شاد و یادش گرامی . . .

+ خیـــال نوشت 2: تنهای تنهایان هم که باشم، باز تو با منی، خـــدا . . .

+ خیـــال نوشت 3: پاهام دیگه جون کشیدنم رو ندارم، از بس که دلم سنگینه . . .

+ خیـــال نوشت 4: ترک عادت موجب مرض است و من مرض دارم که عادت کنم به نماندنی ها، من عادت دارم به این مرض در خود ماندنها . . .


موضوعات مرتبط: مهدی اخوان ثالث
برچسب‌ها: عادت , تنها


[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 22:18 ] [ خیــال خــام ]
نه آن‌قدر ابر بودم

که به آسمان بروم

و نه آن‌قدر باران شدم

که به زمین بیایم!

 

مه‌ای هستم،

میان برزخ زمین و آسمان

که نه سر بالا رفتن و

نه پای پایین آمدن دارم . . .

 

شاعر: مریم ملک دار

 

+ خیـــال نوشت: و نه دل ماندن در این برزخ را . . .


موضوعات مرتبط: مریم ملک دار
برچسب‌ها: آسمان , زمین , برزخ , ابر , باران


[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 22:45 ] [ خیــال خــام ]
تو بال باز می کنی،

به هوای پرواز!

 

من ِ خوشخیال اما،

آغوش باز می کنم باز . . .

 

شاعر: سید محمد مرکبیان

 

+ خیـــال نوشت 1: کاش موقع رفتنت، دست خیالهات رو هم میگرفتی و می بردی، شاید بین اینهمه خیال، بی هوا دست منم میگرفتی! چه خوش خیـــال! چه بی خیال!

+ خیـــال نوشت 2: امروز مهمانم کردی به شرم نگاه و لبخند مهربانش. ممنونم خدا که باز این شانس رو به منِت دادی . . . ممنون که پایان دادی به یه خیال تلخ . . . همیشه منِت رو ببخش که فقط گاهی ممنونته . . .


موضوعات مرتبط: سید محمد مرکبیان
برچسب‌ها: بال , پرواز , خیال , آغوش


[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 22:50 ] [ خیــال خــام ]

سیاه پوشیده بود، به جنگل آمد ... استوار بودم و تنومند! من را انتخاب کرد ...

دستی به تنه‌ و شاخه هایم کشید، تبرش را در آورد و زد و زد ... محکم و محکم‌تر ...

به خود می‌بالیدم، دیگر نمی‌خواستم درخت باشم، آینده‌ی خوبی در انتظارم بود!

سوزش تبرهایش، درد ضربه هایش بیشتر می شد و من هم به امید روزهای بهتر توجهی به آن نمیکردم ...

اما ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد! شاید او تنومندتر بود، شاید هم نه! اما حداقل به نظر مرد تبر به دست، آن درخت چوب بهتری داشت، شاید هم زود از من سیر شده بود و دیگر جلوه ای برایش نداشتم ...

مرا رها کرد با زخم‌هایم، و او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم، نه تخته‌سیاه مدرسه‌ای، نه عصای پیرمردی و نه قایقی و ... خشک شدم ...

میگویند این رسم شما انسانهاست، قبل از آنکه مطمئن شوید انتخاب می کنید و وقتی با ضربه هایتان طرف مقابل را آزار می دهید او را به حال خودش رها می کنید!

بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می‌مونه ... ای انسان تبر به دست، تا مطمئن نشدی تبر نزن! تا مطمئن نشدی، احساس نریز ...

دیگری زخمی می‌شود ... در آرزوی تخته‌سیاه شدن، خشک می‌شود . . .

 

از: ناشناس

 

+ خیـــال نوشت 1: زندگي من مثل شمع خرده خرده آب مي‌شود، نه اشتباه مي‌کنم، مثل يک کنده هيزم تر است که گوشه ديگدان افتاده و به آتش هيزم‌هاي ديگر برشته و ذغال شده، ولي نه سوخته‌ است و نه تر و تازه مانده، فقط از دود و دم ديگران خفه شده... / بوف کور / صادق هدايت

+ خیــــال نوشت 2: شيرجه هاي نرفته، گاهي کوفتگي هاي عجيبي به جا مي گذارند! / سقوط / آلبر کامو

+ خیـــال نوشت 3: دستهای خالی امروزم را ببخش . . . شرمنده ام از نگاهت که از شرم، نگاهش نکردم . . .

+ خیـــال نوشت 4: همیشه درختی هست و همیشه تبری! تبری از جنس خود درخت . . .


موضوعات مرتبط: سایر شعرا ، داستان کوتاه ، صادق هدایت ، ناشناس
برچسب‌ها: درخت , تبر , زخم


[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 22:50 ] [ خیــال خــام ]
خنده‌دار است، نه؟

 

در آن بازی

زمین می‌خوردیم و

زخمی می‌شدیم!

 

در این بازی

زخمی می‌شویم و

زمین می خوریم . . .

 

شاعر: واهه آرمن

 

+ خیـــال نوشت 1: سیمین بهبهانی، بانوی غزل برای همیشه در بستر ابدی آرمید . . . روحش شاد و یادش گرامی . . .

+ خیـــال نوشت 2: رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده / شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده / سیمین بهبهانی

+ خیـــال نوشت 3: من اون زخمی رو خوردم که تو از حس کردنش مردی / روزبه بمانی

+ خیـــال نوشت 4: بچه که بودم، زخم نهایتش تا زانوم بود، زخمم که ور میداشتم با همه درد با غرور بچگونه م میخندیدم که هیچیم نی، زود تموم میشه و خوب میشم. حالا این روزا زخم که میخورم، زخمهام اصن شبیه اون روزا نی، اما باز زانومو بغل میگیرم و میخندم و به دلم میگم هیچی نی، زود تموم میشه... آره، دیر یا زود تموم میشه اما این زخما خوب نه، دیگه خوب نمیشه... همه از استخوون لای زخم هاشون می نالن، زخمام از منِ استخوون . . .


موضوعات مرتبط: روزبه بمانی ، سیمین بهبهانی ، واهه آرمن
برچسب‌ها: بازی , زخم , زمین


[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 22:23 ] [ خیــال خــام ]
آویخته ام

از جایی که نمی دانم چیست!

 

آویخته ام

از جایی تا بیداری

یا خواب

یا آب

تنها فریادی، فاصله است!

 

در آغاز عشق

شاید

ایستاده ام!

بانو!

 

شاعر: کیکاووس یاکیده

 

+ خیـــال نوشت: شاید تو در آغازی و من در پایان! شاید هر دو در پایان! آغاز کجاست؟ پایان کجاست؟ کی مرا آویخت؟ کی مرا جدا کرد؟ وقتی جدا کرد دید که رد این آویز بر گردنم مانده؟ جدا که کرد به کجا خواهد آویخت؟! کاش اصلا آغازی نبود، آویزی نبود، پایانی نبود و آغازی جدید بر این پایان . . . کجا می آویزیم خدا؟!!


موضوعات مرتبط: کیکاووس یاکیده
برچسب‌ها: خواب , بیداری , عشق , فریاد , فاصله


[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 19:58 ] [ خیــال خــام ]
دوست می دارم، خیانت هایت را

که به من روا می داری،

زیرا تأیید می کند که زنده ای،

و از دروغ و نقاب پوشیدن ناتوان.

 

مرا نقاب ها به درد می آورد

بیش از به درد آوردن خیانت!

 

شاعر: غاده السمان

از مجموعه "ابدیت، لحظه‌ی عشق"

 

+ خیـــال نوشت: چاپ چهارم مجموعه شعر "ابدیت، لحظه‌ی عشق" سروده غاده السمان با ترجمه دکتر عبدالحسین فرزاد در 96 صفحه با قیمت 5 هزارتومان توسط نشر چشمه منتشر شده است.


موضوعات مرتبط: غادة السمان
برچسب‌ها: دوست , خیانت , نقاب , خاطره , دریا
ادامه مطلب


[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 19:31 ] [ خیــال خــام ]
هر دَم

از زندگی ما

یک دَم

از مرگ ماست

برای دوباره زنده شدن

و دمادم زنده شدن

این چرایی یک خوشبختی‌ست

و زندگی ما یک همدمی‌ست

از دم و از مدام

پس هر کلام

که دگرگون می‌کند زندگی‌مان را

در یک دم

هم اولین و هم آخرین

ما همدیگر را دوست داریم در هر کلمه

 

شاعر: هانری مشونیک

از مجموعه «از سکوت به سکوت»

 

+ خیـــال نوشت: «از سکوت به سکوت» سروده هانری مشونیک ترجمه روجا چمنکار با شمارگان هزار نسخه به قیمت پنج هزار تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است.


موضوعات مرتبط: سایر شعرا
برچسب‌ها: دم , زندگی , مرگ , دوست , خوشبختی


[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 19:23 ] [ خیــال خــام ]



فريدون مشيري مهدي اخوان ثالث قيصر امين پور مهديه لطيفي کيکاووس ياکيده مارگوت بيکل
دکتر علي شريعتي گروس عبدالملکيان رضا کاظمي سينا به منش رسول يونان سيد علي صالحي
شمس لنگرودي محمد سلماني شهاب مقربين فروغ فرخزاد احمد شاملو حميد مصدق
هوشنگ ابتهاج نادر ابراهيمي محمدرضا شفيعي کدکني محمدرضا عبدالملکيان محمدعلي بهمني صادق هدايت
سارا محمدي اردهالي جليل صفربيگي کيوان مهرگان سجاد گودرزي شاپور جورکش حسين پناهي
بيژن جلالي فدريکو گارسيا لورکا سيد علي ميرافضلي حافظ موسوي ميلاد تهراني يغما گلرويي
حسين منزوي صمصام کشفي آرش پورعليزاده عباس معروفي نزار قباني پژمان الماسي نيا
عباس صفاري واهه آرمن کامران رسول زاده اورهان ولي عرفان نظر آهاري مهران پيرستاني
عمران صلاحي ناظم حکمت سيد مهدي موسوي کمال شفيعي مينو نصرت عليرضا روشن
نصرت رحماني مژگان عباسلو منيره حسيني روزبه سوهاني رابيندرانات تاگور عباس حسين نژاد
کاوه گوهرين سهيل محمودي حامد عسکري علي محمد مودب الياس علوي عليرضا بديع
ايرج تمجيدي ياور مهدي پور جبران خليل جبران بهرنگ قاسمي محمدمسعود کرمي ندا پيرستاني
ناصر رعيت نواز فاضل نظري اردلان سرفراز سهراب سپهري غلامرضا بروسان آنا آخماتووا
غادة السمان شل سيلور استاين مريم هوله مصطفي مستور منوچهر آتشي عباس کيارستمي
رويا زرين ليلا کردبچه سعدي رضا براهني علي معلم وصال شيرازي
ايرج زبردست فاطمه حق ورديان سيد محمد مرکبيان اصغر معاذي خاقاني سلمان ساوجي
عبدالصابر کاکايي رهي معيري فروغي بسطامي مولوي سيف فرغاني حافظ
کامران فريدي ابوسعيد ابوالخير شهريار سعيد بيابانکي محمدرضا لطفي مهرداد فلاح
يدالله رويايي ماياکوفسکي اهورا ايمان احمدرضا احمدي ملک الشعراي بهار سلمان هراتي
نجمه زارع روزبه بماني وحشي بافقي سيمين بهبهاني صائب تبريزي اکبر اکسیر
علی شفاعت پناهی یدالله گودرزی سعاد الصباح شهیار قنبری مهدی مظفری ساوجی سیاوش کسرایی
سید حمیدرضا برقعی شیرکو بی‌کس خسرو گلسرخی پابلو نرودا ریچارد براتیگان مهری رحمانی
افشین یدالهی محمدحسین بهرامیان ناصر حامدی ایرج جنتی عطایی آرش شفاعی عبدالجبار کاکایی
بابک صحرایی حسین صفا منصور اوجی الهام اسلامی مهدی فرجی بهرام بیضایی
ویکتور هوگو نیما یوشیج کریستین بوبن مهدی سهیلی نادر نادرپور صبا کاظمیان
فریدون فروغی بهومیل هرابال علیشاه مولوی حامد رحمتی پرویز ناتل خانلری حامد ابراهیم پور
محمود درویش
درباره وبلاگ

رهــايــم كــن
تنــها
بــا همــين خيــال خــام
كــنــار رويــاي بــودنــت . .
مي خــواهــم
بــه حــال خــودم بــاشــم . . .

بــا خيــالــت همــيشــه
خــنــده هســت
بــوســه هســت
شــادي هســت

انــگــار همــه چيــز
بــوي خــوشبــختي میــدهــد . . .

دلــخــوشي هــايــم كــوچــك
و دلــم قــانــع اســت . . .

از روزي كــه خيــالــت اينــجاســت
آينــه را هــم پــاك نكــردم
مبــادا
چشــم در چشــم ِ حقيقت شــوم

اصــلا
حــقيــقت بــاشد سهــم تــو
خيـــال خـــام بــراي مــن
فــقــط
رهــايــم كــن . . .

شاعر: گیلدا ایازی
موضوعات مطالب
امکانات وب






khiyalekham.blogfa.com